تبليغاتX
عکس داغ . کلیک کنی می بینی

خودم را بين اين همه تنهايي گم كرده ام. رازهاي سكوتم را به تو مي سپارم.

در گلويم بغضي گير كرده خسته از هر آه ناله در فرغ بي صدايي با سكوتي كهربايي با وجودم مي نويسم در دلم هزاران شورش باسكوتم مي گويم

زندگي. بي مهرباني. زندگي يعني دورنگي.  زندگي يعني بي رنگي.

در سكوتم خسته خسته مي نويسم اي آشنا مرا با خودت ببر !!!

+Cea+ تنظیم شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 0:54 توسط Bardiaموضوع گالری داستان |

عبارت "گردن درد" هي بالا و پايين مي پرد و خودش را جلوي ديگران مي اندازد که جلب توجه ام را بکند بلکه بنويسم اش.
ادامه مطلب
+Cea+ تنظیم شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 17:41 توسط Bardiaموضوع گالری داستان |

براساس‌ سرگذشت‌ شهره‌ و علي‌
    آخرين‌ روزهايي‌ است‌ كه‌ در ايران‌ زندگي‌ مي‌كنم‌. همه‌ چيز جمع‌ شده‌ و خانه‌ ديگر حالت‌ گذشته‌ را ندارد. جاي‌ قاب‌ عكس‌ها و تابلوها روي‌ ديوار مانده‌.خانه‌ حسابي‌ خالي‌ شده‌. دلم‌ مي‌خواهد براي‌ آخرين‌ بار همه‌ خاطرات‌ اين‌ خانه‌ را برايتان‌ تعريف‌ كنم‌. به‌ زودي‌ اين‌ خانه‌ را مي‌كوبند و آپارتمان‌ چندطبقه‌اي‌ در آن‌ مي‌سازند و ديگر آثاري‌ از ما در آن‌ نخواهد بود. براي‌ همين‌ دوست‌ دارم‌ همه‌ كساني‌ كه‌ خواننده‌ اين‌ بلاگ‌ هستند سرگذشت‌ من‌ رابخوانند.
    شانزده‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ مادر بزرگم‌ فوت‌ كرد و اين‌ خانه‌ به‌ من‌ رسيد.
ادامه مطلب
+Cea+ تنظیم شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 15:30 توسط Bardiaموضوع گالری داستان |

 
Baner



Hot Pic

 ۩۞۩ ..::کلیپ موبایل::.. ۩۞۩


Hot Pic